السيد محمد تقي المدرسي
33
يس اسماى حسناى الهى (فارسى)
/ بوقت / صرف كند ، به معارف عميقى دست مىيابد . قرآن ؛ مبناى تدوين علم نحو در لايهها و پيچ و خمهاى كلام الهى مطالب بسيارى گنجانده شده است كه بايد با دقت و تدبّر ، آن را بيرون كشيد . از جمله همين سه آيهى كريمهى سوره « يس » كه اختلاف و بحث مفسّرين را برانگيخته و هر كدام رأى و نظر خود را در اين خصوص درست مىدانند . گفتنى است : اساساً علم نحو بعد از نزول قرآن تدوين شده است . تمام مباحث نحوى از قرآن استخراج شده و صورت بسته است . قواعدى كه علماى نحو از قرآن يا كلمات عرب استفاده كرده و آن را پرداختهاند ، بسيار پايينتر از قرآن است ؛ چون قرآن اصل است و آنها فرع قرآن مىباشند . براى استفادهى بهتر از قرآن بايد از نحو جديدى با عنوان « نحو يا صرف قرآن » استفاده كنيم . نمىتوانيم قرآن را در چارچوب نحوى كه بعد از قرآن پرداخته شده قرار دهيم . قرآن فراتر از اين چارچوبها است ؛ همچنان كه قرآن را نبايد با استفاده از اصطلاحات روز از قبيل أمنيت ، صلح و . . . تبيين كرد . اين اصطلاحات بعد از نزول قرآن آمده و قرآن ، فوق اين مطالب است . حتّى مىتوان ادّعا كرد ، و آن را به اثبات رسانيد ، محقّقينى كه فهم قرآن را به استفاده از اشعار امرؤالقيس نابغه ، يا فلان شاعر عرب و استشهاد به آن منوط كردهاند ، اشتباه مىكنند . اساساً قرآن ميان زبان عربى قبل از نزول قرآن و بعد از آنْ فاصله انداخت و زبانى جديد با ادبيّات خاص خود را ، ميان اعراب متداول نمود . با استناد به قرآن به حسب بيان اهل بيت عليهم السلام ، بايد قرآن را به كمك خود قرآن بفهميم . تاكنون تلاش فراوانى براى اثبات اين موضوع ( تفسير قرآن به قرآن ) شده است . مىتوان ادّعا كرد كه حتّى يك واژه در قرآن نيامده است ؛ مگر اينكه